خرید بک لینک

شعر هایم را

در کیسه برکول داشتم

1ی بهقصدِ تاراج

بر سنگلاخِ پیادهراه، پهنام کرد

دلنوشتههای بیپیکر

به جبرانِ بیخوابیهایم

جنازهام را بر دوش کشیدند

اشک ِ ناشی از خیزش ِخاشاک

عابران را، در هییت ِ باریدن

بازیگران ِخودجوشی ساخت

از نمایش ِطبیعی، در پیشگاهِ هجوم

برخی بیخیال

عدهای هاج و واج

عابرانِ بیچتر هم

دلواپس ِ توفان، دامنه میجّستند

فرصتیابانِ پشت ِصحنه

با پلکهای رازناک

کارگردانِ اندوهی شدند

که تندباد را، موظفی بیتقصیر

و مرا

افتادهای بیاحتیاط

در نماد ِسقوط، تصویر کرد

در متنِ شهرِ بارانیام

بجز چکهپاشی

تراوشی، بایگانی نشد...

+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۰/۱۲ ساعت ۷:۴۷ ب.ظ توسط محسن حیدری  | 

برچسب: نویسنده: سپیده رستمیان تاريخ: يکشنبه 17 دی 1402 ساعت: 18:15

صفحه بندی