غزلی از سعدی

متن مرتبط با «باخته» در سایت غزلی از سعدی نوشته شده است

غزل باخته

  • نیلوبلاگ

    آسمان تار زمین تور خیابان تیر استآه این کوچه قدمگاه کدامین شیر استمن کجا با که قراری ابدی داشتهامدر تابوت تو را پنجره انگاشتهامکی کلاه از سرم افتاد، زمستان آمدکی دو تا ابر بهم خورد که باران آمدمن کجا دست به یال تو زدم سنگ شدمکی قلم دست تو افتاد که من رنگ شدمچتر با یاد تو ساییدم و باران آمدبا تو از بادنما گفتم و طوفان آمدآمدی نعش غزل باخته را جان بدهیجنگل سوخته را وعده باران بدهیهر کجا راه زدم صورت او را دیدمدر خودم چاه زدم صورت او را دیدمنم شدی رود شدی آتش نمرود شدیآنور قوس سرصد خانه من دود شدیا...

    ادامه مطلب