خرید بک لینک

یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه ی شب دیده بر هم نبسته و مصحف. عزیز بر کنار گرفته و طایفه اي گرد ما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمیدارد که دوگانه اي(نماز) بگزارد. چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند. گفت جان پدر تو نیز اگر بخفتی به ازآن که در پوستین خلق افتی.

نبیند 1 جز خویشتن را

که دارد پرده پندار در پیش

گرت چشم خدا بینی ببخشند

نبینی هیچکس عاجزتر از خویش

برچسب: نویسنده: سپیده رستمیان تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 8:09

صفحه بندی