دوران سختیه. آیا میتونیم به آینده امیدوار باشیم؟
گرانی، سقوط، فقر، شکست، دریغ و حسرت احساساتیست که سالهاست در ایران با آنها زندگی میکنیم.
اما صبر کنید من علارغم همه ی اینها خبرهای خوبی براتون دارم.
نسیم نیکلاس طالب در کتاب" پادشکننده "حرفی میزنه که شاید مرهمی باشه بر بغض و باختی که سالهاست گلوی ما ایرانی ها را فشار میده.
برای فهم منظور او از پادشکنندگی هیچ مثالی بهتر از سیستم ایمنی نیست.
وقتی قاره آمریکا توسط اسپانیایی ها فتح شد در مدت کوتاهی بیشتر بومیان آمریکا کشته شدند ولی نه با تفنگهای آن چندصد اسپانیایی که با کشتی از اروپا به آنجا رسیده بودند بلکه با ویروس آبله. ویروسی که سیستم ایمنی بومیان آمریکا هیچ تجربه ای از مبارزه با آن نداشت.
از نوزادی هربار که میکروبی به ما حمله میکنه بدن ما یاد میگیره در جنگ با عفونتهای بعدی باتجربه تر و باهوشتر باشه.
حتی به تازگی بعضی معتقدند شاید به این دلیل مبتلایان به بیماری های خودایمنی (مثل ام اس) اغلب از قشر بالاتر جامعه هستند که از کودکی بیش از حد مورد نیاز، در پر قو بزرگ شده اند و به سیستم ایمنی آنها به اندازه کافی اجازه جنگیدن با طبیعت داده نشده.
تجامع و بقای گونه ها در طبیعت هم مدیون همین سختیها و تهدیدها و جنگیدن هاست.
آهوها هرگز اینقدر خوب برای دویدن تدقیق پیدا نمیکردنداگر در طبیعت پلنگی وجود نداشت یا بین آنها دیواری امن کشیده میشد.
نسیم طالب میگه همین مکانیسم پادشکنندگی که طبیعت را از انقراض نجات داده برای بقای سیستم های اجتماعی و اقتصادی هم لازم و ضروريه.
سیل ها و قحطی ها و شهاب سنگها و انقلابهایی که موفق به نابودی آدمها و ملتها نشن، حتی اگر آنها را قوی تر نکنند باعث پادشکننده تر شدن آنها در آینده میشن. همانطور که در طبیعت هم وقتی ضعیف ها کم میارن و حذف میشن، آنهایی که زنده می مانند دربرابر مصیبتهای آینده پادشکننده تر میشن.
نسیم طالب میگه همانطور که اگر طبیعت همیشه گل و بلبل بود پلنگ ها و آهوهای سریعتر هرگز بوجود نمی آمدند، اگر آدمها و ملتها هم سالها در رفاه مطلق باقی بمانند احتمال شکنندگی آنها بیشترخواهد شد چون هیچ ثباتی بدون تحمل دورانی از بی ثباتی ممکن نیست.
در روز جاریه بیشتر ما در دنیایی چنان شکننده زندگی میکنیم که استرس بعد از حادثه که زمانی فقط برای سربازانی که در میدان جنگ با صحنه های دهشتناک مواجه میشدند مطرح میشد حالا حتی برای پسری که یک پس گردنی از معلمش خورده هم میتونه مطرح بشه.
آدمهای مدرن در زمان حاضری علارغم زندگی در محیطی به مراتب امن تر و کم استرس تر، ده هابرابر شکننده تر از پدربزرگهاشان هستند و هرروز به دنبال تراپیست و داروی ضد افسردگی و مقصر نوینی برای شکنندگی شان میگردند درحالی که شاید مقصر اصلی شکنندگی آنها نه استرس های بیشتر دنیای مدرن بلکه کم بودن این استرسها باشه. همان چیزی که باعث میشه احساس افسردگی در سوئیس بیش آفریقا باشه.
امروزه روشن شده گاهی اثرات مثبت رشد بعد از یک سانحه و مصیبت میتونه بیشتر از اثرات منفی آن باشه. چیزی که علاوه بر روان ما در جسم ما هم مصداق داره.
آنهایی که استخوان کمرشان شکسته است در اولین فرصت باید راه برن چون فشار روی مهره ی شکسته علارغم زیانهایش باعث جوش خوردن با سرعتتر استخوان آنها میشه.
در واقع تروما در موجودات زنده برخلاف اجسام بی جان، کلید پادشکننده شدن و سازگاری با مصیبتهای پیشبینی ناپذیر آینده ست.
نسیم طالب معتقده جامعه و اقتصاد و فرهنگ هم از همین مکانیسم طبیعی تبعیت میکنه و با تروما در برابر قوهای سیاه یعنی اتفاقاتی که هیچکس نمیتونه آنها را پیشبینی کنه، مقاوم میشه.
ما سالهاست درحال غبطه خوردن ثبات و رفاه دیگرانیم درحالی که باید بدونیم هیچ محیط با ثباتی تا ابد پایدار نخواهد ماند مگر اینکه با قرارگرفتن در معرض تروما پادشکننده بشه.
آن سرزمینی که ریالش سالهاست نرخ ثابتی داره و مردمش سالهاست ماشین های مدرن سوار میشن و علارغم بهره از نعمات دنیای مدرن، چهار زن در خانه دارن و بدون اینکه صدای اعتراض زنهایشان را هیچ گوشی شنیده باشه، با سرزمینی که مردمش علارغم ریال بیثبات و تورم و فقر و سختی و سرکوب باز هم هر لحظه چون دیگی جوشان در حال زیر و رو کردن زمین و زمان و تاریخ و دین و فرهنگ و حکومتش است، لابد پادشکنندگی و بالندگی بیشتری در آینده خواهد داشت.
نسیم طالب میگه نوسان های شدید و بی ثباتی یک سیستم در کوتاه مدت گرچه زیان باره ولی در طولانی مدت شانس بقا و رشد سیستم را بیشتر شدن میده.
کسی چه میدونه در بلندمدت آن ریال چهارزنه چه سرنوشتی خواهد داشت وقتی هنوز انقلابهاش را نکرده و قوهای سیاهش را ندیده?
و کسی چه میدونه اگر مغولها نبودند آیا هنوز ایرانی بود یا نه؟
برچسب:
نویسنده: سپیده رستمیان